X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

گفته بودم دیگه با سها مشکلی ندارم


خب حرفم رو پس میگیرم  چون تمام دیشب ام پی تری ام رو ازم گرفته بود و نمیداد و موقعی هم که پس داد دیگه من خوابم مییومد


نکته جالبش اینجا بود که با آهنگهای غمگین مثل داریوش میرفت تو حس و لبش آویزون میشد و چشماش رو ریز می کرد


با آهنگ های شادش هم بشکن میزد و قر میداد و کلا خوش بود


امروز هم خبر خاصی نبود یعنی انقدر پر شدم از روز مره گی که تا مییام فکر کنم میبینم شب شد


باید برم بخوابم


البته امروز بعد یه عالم تنبلی در عرصه آشپزی یه سری به سایت ایران شف زده بودم  دیدم یه عکس ماه گذاشته زیرش هم نوشته بمب میوه


آقا دیدیم خیلی خوشگله یعنی این نونش شبیه یه کاسه بود که با خامه و میوه پر شده بود و آدم رو یاد شیرینی فروشی پاستور مینداخت


خلاصه آستین بالا زدیم به امر مهم شیرینی پزی روی آوردیم  و با اینکه کلی هم زحمت کشیدیم

اصلا اونی که می خواستیم نشد که نشد


خب شانسی دیگه همش که خوب در نمییاد ( به خودم امیدواری دادم )


خلاصه بد جوری ویار شیرینی تر ایران رو داریم که اینجا اصلا پیدا بشو نیست


رفتم برای تولد سها یک عدد قالب کیک گرفتیم با شکل دلقک  بسیار قشنگه اما خب یه کم سخته درست کردنش اما مطمئنم که از پسش بر مییام بر هم نیام میدم نسرین درستش کنه


بشقاب ها و کارت دعوتها و لیوانهای تولد سها همه اش شبیه همه یعنی رو همش شکل بادکنک های رنگی و روبان های رنگی رنیگیه


سها هم در حد بمب اتم خونه خراب کن شده و  به طرز وحشتناکی من و باباش رو اذیت می کنه


همش یا صدای جیغ من در مییاد یا داد باباش


خدا کنه دو ساله که شد آدم تر  بشه


امروز هم رفته بودم پیاده روی رگ پایم گرفت و کلی به خاطر درد پام گریه کردم و دو ساعت استراحت کردم و قرص خوردم بهتر شدم


الان هم سها اومده داره دستم رو میکشه می گه ماما  بیا 


ماما  ما ما  اهه  ماما


برم ببینم چه کارم دارم


حتما کارش دوباره یه جا گیر کرده که رو زده به من

نوشته شده در چهارشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1389ساعت 09:25 ب.ظ توسط نینا نظرات (6)

Design By : Pars Skin