X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

گاهی به خودم شک می کنم به مقدار خوبی هایی که می تونم داشته باشم و ندارمشون به روش خونه داری کردنم  به مادر بودنم حس می کنم اون حس های دلسوزانه مادری تو وجودم خیلی کمه  حتی به زن بودنم حساس شده ام که چرا من  باید بعد فقط سه سال زندگی مشترک انقدر از دنیای شاد و بی خیال دوران مجردی ام فاصله گرفته باشم و این داغونم می کنه 


شک می کنم چون نوازش هایت رنگ مهربانی ندارند و فقط حس هوس درش نهفته است


شک می کنم به خودم به خوب بودنم به اینکه آیا من حالا که نینای چند سال پیش نیستم که وقتی میای خونه خیلی شیک باشم و آرایشی داشته باشم و خانه ای که به قول تو تو سرامیک هاش میشه عکس خودش رو آدم ببینه  و بعد غذای آماده ای و  آغوش پر از مهری  تو چه حسی در مورد من د اری


شک می کنم به تو به تویی که فقط مگر اینکه نیازی باعث بشه بیای به سمت من


نگاهت اون نگاه سرد و بی روحت که اجازه رسوخ به من نمیده اون زبونی که بسته شده خیلی وقته  اون شوخ طبعی که ازش خبری نیست  و بابای خوبی که سها مدتیه ازش خبر نداره


من گاهی حس می کنم چه خوب بود اگه تو همون لحظه ها می موندیم  تو همون لحظه های عاشقانه  و هیچ وقت فکر بچه دار شدن به ذهنمون خطور نمی کرد که حالا هر جفتمون کم بیاریم و تمام وقت محدودی که برامون می مونه رو فقط به خودمون اختصاص بدیم 

نوشته شده در سه‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1389ساعت 12:44 ب.ظ توسط نینا نظرات (6)

Design By : Pars Skin