X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

الان من یک عدد نینای فریب خورده هستم که به شدت هم خسته است و سرش هم درد می کنه از شدت خسته گی با شکوفه رفته بودیم بک مسافرتی بخریم از اینا که جا داره هواش رو بگیری وقتی لباس می ذاری توش بعد یه عالمه لباس توش می ذاری هواش رو که می کشی حجمش کم میشه



بعد رفتیم فروشگاه نوشته بود حراج واقعی منم که خوره این حراج ها هستم دیدم نوشته کلاه وشال ده دلار دونه ای  خیلی خوشحال شدم و کلی خریدم و تازه وقتی کارت کشیدم هم نفهمیدم و حالا که اومدم خونه میبینم هر کدوم رو بیست دلار داده


زنگ زدم فروشگاهش می گم شما که نوشته بودی ده دلار می گه نه من نوشته بودم از from 10 s 


حالا تصور کن من چقدر هم ذوق زده شده بودم که سوغاتی کلی خریدم


هیچی صد و پنجاه تا از حسابم رفت   به سلامتی  و میمنت  و با نهایت خجسته گی  حس کرده بودم چقدر من زن خوبی ام که فقط از حراج ها خرید می کنم 


بعد هم طبق معمول فریاد برگر برگر  سها خان رو لبیک گفتم که البته شکوفه خانم حساب کرد هر کاری کردم نذاشت من حساب کنم و دیشب هم که مهمان داشتم  و جای همه خالی یک عدد مرصع پلو  پختم که خیلی هم از خوب از کار در اومد  و یه مقدار اشترودل مرغ و یه مقدار هم الویه که سعید زحمتش رو کشیده بود و خلاصه جای همه خالی بود


خیلی خسته ام


برم استراحت کنم


راستی  فیلم تردست رو دوست داشتم خیلی با نمک بود

نوشته شده در یکشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1389ساعت 05:10 ب.ظ توسط نینا نظرات (5)

Design By : Pars Skin