X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

ضد حال یعنی با بچه کوچولوی دوست داشتنی در یک صبح دل انگیز زمستانی  بری پارک کلی با هم بازی کنید


بعد طبق معمول بازی قایم باشک شروع بشه و تو بری قایم بشی  بچه کوچولو با کلی سعی و تلاش سعی کنه بدوئه که برسه بهت


بعد همونجور که از پشت بوته گل های زرد مواظبشی ببینی هی داره میگه پی پی اوی


برگردی به خیال اینکه پی پی داره  ببینی با کفشهایی نویی که براش خریدی تو پایی رفته رو پی پی


یه سگ بی صاحاب


بعد با هزار حال بدی  کفشها رو از پاش در بیاری و بندازی دور و بعد تازه با اون حالت مجبور باشی بیست دقیقه هم پیاده و بچه بغل تا خونه بیای


ضد حال دیگه


کاری نمیشه کرد

نوشته شده در جمعه 11 تیر‌ماه سال 1389ساعت 11:01 ق.ظ توسط نینا نظرات (7)

Design By : Pars Skin