X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

خدا میدونه این خرگوش کوچولوی خوشگل که از مزرعه دوستم با خودم آوردم چقدر با نمکه  فقط کافیه ولش کنی تو اتاق سریع مییاد میچسبه به پاهام و هی از پاهام لیس میزنه و گازهای کوچولو میگیره  و انقدر هم تنبله که غذاهاش رو باید ساتوری کنم تا بخوره  شیر خشک سها هم که هست گاهی یه سرنگ پر بهش میدم الان هم براش آب هویج گرفتم دادم بهش دندوناش رو در اورده بود یه ذره بودن همش میخواست سرنگ رو گاز بگیره


الان هم تو کشوی زیر میز کامپیوتره کز کرده یه گوشه و داره دستاش رو لیس میزنه و کلی کیف میکنه تمام کناره های موکت هام رو می جوه  و با این کارش  شاید می خواد بگه دلم برای ریشه های درخت های مزرعه تنگ شده  بیچاره سرنوشت بدی داشت این خرگوش کوچولوی من  مامانش رو که سگ ها خوردن و الان هم که گیر من و سها افتاده


سها هم که بد بختش کرده انقدر که میگیره تو دستش فشارش میده   میندازتش تو کامیونش باهاش به قول خودش قان قان بازی می کنه


میندازه تو صندلی ماشینش که باز میشه و توش یه محفظه است و بعد درش رو میزاره و میشینه روش و یه ساعت بازی می کنه باهاش


دلم براش کباب میشه خدایی اش حس میکنم سها داره دختر کوچولوم رو اذیت می کنه  آخر شب که می خوام بزارمش تو لونه اش  بیچاره چهار چنگولش بیرونه از بس می خواد از خودش دفاع کنه و بیچاره هیچ کاری هم از پیش نمیبره


پ ن  این روزا خیلی درگیر اومدنم  چمدان بستن  به کنار دارم تو فریزر رو پاک سازی میکنم که بشه یه چند نوع خورش درست کنم برای سعید بزارم با برنج ها ی ابکش شده آماده و یه سری کیک هویج و ساده که بتونه گاهی بخوره


دلم اصلا نمیخواست این مسافرت رو تنها بیام  یعنی من چه گناهی کردم همش باید یه جوری از عزیزم  دور باشم

نوشته شده در سه‌شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1389ساعت 03:47 ب.ظ توسط نینا نظرات (9)

Design By : Pars Skin