X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

وای نمی دونید چه زلزله وحشتناکی دیشب اینجا اومد


من اولش فکر کردم که قطار داره رد میشه و لرزش به خاطر اونه  ولی بعدش دیدم نه انگار این لرزش فرق میکنه نفسم در نمییومد  تمام خونه تکون می خورد گلدونهام افتاد سها رو بغل کردم ولی پاهام حس نداشت که فرار کنم فقط جیغ  زدم سعید اومد سها رو بغل کرد و زدیم بیرون خونه دیدم هیچ کس نیومده بیرون شکوفه اومد یه کم بغلم کرد نفسم خیلی به شماره افتاده بود و تمام تنم میلرزید

ولی خدا رو شکر خونه هیچی اش نشد خونه های اطراف و دوستان هم تا اونجا که اطلاع دارم هیچی نشده


برق فقط قطع شد و اب که اونم صبح وصل شد و آب هم همینطور  هنوز توی دلم داره میلرزه  زلزله هفت و شش دهم ریشتر قدرت داشت مرکز شهر خیلی خراب شده و بستن خیابونهاش رو


هیچ کس نمرد فقط دو نفر زخمی شدن که بیمارستان هستن و حال عمومی شون خوبه

 

پ ن  دارم فکر می کنم از وقتی زلزله اومد تا حالا که هفت تا پس لرزه داشتیم که بمی های ایران  رودباری های ایران  وقتی زلزله اومد و خونشون آوار شد روشون و حتی نتونستن از عزیزاشون خدا حافظی بگیرن حتی نتونستن برای لحظه ای بچه شون رو در آغوش بگیرن  چه حسی داشتن


نمی تونم درکش کنم ولی می دونم خیلی وحشتناک بوده

نوشته شده در جمعه 12 شهریور‌ماه سال 1389ساعت 02:08 ب.ظ توسط نینا نظرات (6)

Design By : Pars Skin