X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

خرگوشم دوباره امشب قاطی کرده خودش رو هی میزنه به در و دیوار خدا کنه مثل دیشب زلزله نباشه هر چند که تا همین حالا که اینجا نشستم داره پس لرزه مییاد  دلم هنوز داره می لرزه

چقدر من ترسو بودم و خودم نمی دونستم


یه سری لباس و خوراکی برداشتم با پتو و آب و نون و نوشیدنی تو ماشین گذاشتم که اگه اتفاقی افتاد بتونیم بریم توماشین


دریا هم طوفانی شده هی مییان گزارش میدن ممکنه سونامی اتفاق بیفته  تو رو خدا دعا کنید که خطر رفع بشه من واقعا باید اعتراف کنم مثل سگ ترسیدم

نوشته شده در شنبه 13 شهریور‌ماه سال 1389ساعت 12:47 ق.ظ توسط نینا نظرات (5)

Design By : Pars Skin