X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

از همین اول پستم بگم که آزادید تمام صفت های مربوطه به آدمهای بی معرفت و فراموشکار و بی محبت رو تا سی ثانیه بهم بگید و من اصلا ناراحت نمیشم که هیچ بلکه خوشحالم میشم و یه کم از بار عذاب وجدانم کم میشه  

 

به خدا گرفتار شدم شدید سها به هوای ایران عادت نداشت و مدام مریض میشد و از همه اینا گذشته منم کلاس داشتم و هی کلاسام عقب مییفتاد و مییفته همچنان و من اونجوری که دوست داشتم تو کارم پیش رفت نکردم  

 

بعدش هم درست شب عروسی دختر خواهرم پای سها شکست درست از بالای زانو و روی رون پای چپش 

 

خیلی سختی کشیدم و کلی گریه کردم ولی خب با گریه که کاری درست نمیشه که پاشو گچ گرفتیم و تازه باز کردیم هنوز لنگ میزنه و درست مثل آغاسی خواننده قدیمی شده راه رفتنش مخصوصا ووقتی میدوئه بیشتر لنگ میزنه االان داره شربت زینک استفاده میکنه و ویتامین که ی کم بهتر بشه و هی سر زنش به جون من نخره که ای بابا عجب مامانی هستی تو 

 

والا به خدا هر چقدر هم که آدم مواظب این بچه باشه کمه و  مدام بلا سر خودش مییاره  

 

به سعید هم هر روز زنگ میزنم و اونم مشکل پیدا کرده تو ستون فقراتش و تو خونه خوابید ه  حالا بهم حق میدید که چند  وقتی به هیچ کدومتون سر نزدم  گرفتاری زیاده به خدا 

 

 

از همه دوستای گلم معذرت میخوام اگه دیر به دیر آپ میکنم من تا اواسط بهمن ایران هستم و بعدئ بر میگردم نیوزلند 

 

این سفر ایران اون جوری که انتظارش رو داشتم پیش نرفت و کلی سختی کشیدم 

 

 

ولی بازم خدا رو شکر 

 

دوستتون دارم  

 

تا بعد  

 

نوشته شده در دوشنبه 22 آذر‌ماه سال 1389ساعت 02:31 ق.ظ توسط نینا نظرات (1)

Design By : Pars Skin