X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

ای بابا انگار این فیلمه که در مورد پایان جهان در سال دو هزار و دوازده ساخته شده یواش یواش داره درست از آب در مییاد این از  نیوزلند بد بخت که که جدای از زلزله موندن با این دو هزار تون ماسه از زیر زمین در اومده چه کار کنن( همین الان زلزله اومد در ضمن ) خب داشتم چی می گفتم آهان اونم از ژاپن بد بخت که با سونامی و زلزله دست به گریبان شده 


وای که چقدر صحنه های وحشتناکی نشون میداد کلی به وضعیت خودمون امید وار شدیم 


بابا حالا شبی صد بار لرزیدن می ارزه به این که سونامی نبردت


بعد هم بنده یک عدد نینای پر رو هستم که در اوج این همه استرس امروز چون قرار بود برم مهمونی مثلا  یعنی اول قرار بود که مهمون بیاد ولی بعد قرار شد ما بریم خونشون و از اونجایی که بنده خداها مجرد تشریف دارن کل غذاها رو خودم پختم به انضمام  کیک باقلوایی که بی نظیر شد جدا (البت تعریف از خود نباشه ) و دلمه برگ مو  ( جاتون خالی ) 

بعد هم غرض از گفتن این حرفا این نبود که بخوام بگم بنده هنر مندم بلکه این بود که بگم خانومای گلم عزیزای دلم  یه سایتی هست به نام سایت آشپز سازی


بی نظیره 


آدرسش هم اینهhttp://cheftayebeh.blogspot.com  کلا رسیپی هاش عالیه البته قابل استفاده برای آقایان علاقه مند هم هست


بنده که از دیروز تا حالا چهار تا از رسیپی هاش رو درست کردم خیلی خیلی هم خوب بوده البته با کمال معذرت دوربینم شکسته یعنی جناب سها خان شکوندنش و گرنه عکس هنر نمایی ا م رو براتون می ذاشتم


بعد هم جاتون خالی امشب جدای از جمع آقایان که کم پیش مییاد بنده با این جنس خشن مشکل داشته باشم و کلی هم کیف می کنم وقتی تو جمع  یه عالم مرد باشم  حالا دلیلش شاید این باشه که یه دوره کاملی از زندگی ام با پسرها بزرگ شدم  یه خانوم بلا نسبت  نپخته یخ بی مزه  آب دماغ آویزون دماغ سر بالای نیوزلندی هم اورده بودن که مثلا با من هم صحبت بشه و این خانومه  زن دوست شوهر جان بودن  و مثل اینکه قبل از اومدن کلی با شوهرشون دعوا کرده بودن که من نمی خوام بیام ولی مورد قبول شوهرش واقع نشده بود و به زور اورده بودش


از اولش که اومد هی میگفت من اعصابم خرابه و افسرده ام و ملنگم و کلا مشکل دارم و دخترا م تو خونه تنها هستن و نوه ام مریضه و دخترم افسرده است و اه اه  اه 


خداوکیلی اعصابم رو خط خطی کرده بود دیگه 


دیوونه بود خدایی اش


خلاصه مصاحبتی کردیم  و بالاخره بعد از یه میلیون تا فحش کش دار و بی کشی که تو دلم نثارش کردم راه افتادیم اومدیم خونمون 


الان هم نشستم دارم می نویسم دیگه هیچ خبری هم نیست و شهر فعلا در امن و امانه سها جون و شوهر جون هم در خواب ناز به سر می برند


از فردا رژیم لاغری بنده هم شروع میشه دیگه 


میریم که داشته باشیم نینای شصت و سه کیلویی رو  



نوشته شده در شنبه 21 اسفند‌ماه سال 1389ساعت 01:03 ق.ظ توسط نینا نظرات (10)

Design By : Pars Skin