X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

خاک بر سرمن احمق که یه عالم خسته گی به جون خریدم کلی دونده گی کردم کلی از وقت این بچه طفل معصوم زدم کلی خودم رو اذیت کردم یه عالم انرژی گذاشتم من احمق که وقتی از در مییای تو مهمونی خونه من بهت خوش بگذره


برا پسرت غذای جدا درست کردم برای دخترت یه جور دیگه که هی عق نزنه از بوی مرصع پلو بعد میری اینور اونور میشینی میگی این زن سعید خیلی ریخت و پاش می کنه وقتی میری خونش

همه پول شوهره رو غذا پخته بود برا ما


احمق بی مغزی بودم من که نمی دونستم عجب مار افعی مییاد تو خونه ام دلم ترکیده به خدا از غصه


دارم دق می کنم از ناراحتی  راست می گفت پسر خاله ا م که تو غربت آدم از تنهایی به گربه می گه دایی


راست می گفت و ای دارم دق می کنم 

نوشته شده در چهارشنبه 16 تیر‌ماه سال 1389ساعت 05:33 ب.ظ توسط نینا نظرات (7)

Design By : Pars Skin