X
تبلیغات
رایتل

استخوان های دوست داشتنی

گاهی که می شکنم

یه هفته است کج شدم 


یعنی داستان از اونجایی شروع شد که به سرم زد دکور عوض کنم بعد این میز تی وی رو کشیدم بالای سالن  دیدم خوب نشد مجبور شدم مبلها رو جابجا کنم بعد دیدم باید میز نهار خوری رو هم بیارم پائین سالن  تا بهتر بشه 


بعد دیدم خب من که انقدر کار کردم بزار اتاق خوابم  هم تغییر بدم رگ لری  ام زده بود بیرون تنها تنها  این همه کار سنگین کردم


فردای این همه کار هم رفتم باشگاه و کلی ورزش کردم وقتی اومدم خونه دیگه نتونستم تکون بخورم  با اشک و اه شماره دوستم رو گرفتم اومد


فایده نداشت  آخرش کارم به آمبولانس و بیمارستان کشید 


سعید هم محبور شد برگرده اینجا تا من تنها نباشم  


فیزیو تراپ میگه مهر  ه های کمرم به هم خیلی نزدیک شده و باعث تموم این بد بختیها همینه   باید حالا حالاها فیزیو تراپی کنم 


برام دعا کنید جدی میگم خیلی  درد میکشم  و خیلی خیلی حس بدی دارم 


من اینجا اگر مریض بشم خیلی بد بخت میشم چون هیج کس نیست بهم کمک کنه  با یه بچه  وای خدای من 


برام دعا کنید  


مرسی 



نوشته شده در شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1390ساعت 01:51 ق.ظ توسط نینا نظرات (4)

Design By : Pars Skin